یک جامعه برای همه سنین؟

یک جامعه برای همه سنین؟,
مدتهاست که زنگ ها به صدا درآمده و عده ای هم فریاد می زنند که به صدای زنگ ها گوش فرادهید، صدای زنگ سالخوردگی!
اما متأسفانه، برخی این صدا را نمی شنوند و برخی هم خود را به نشنیدن می زنند. بار دیگر به ۹ مهرماه، روز جهانی سالمندان رسیدیم، بی آنکه کارنامه قابل قبولی از خود در این زمینه ارائه کنیم. تلاش ها و اقداماتی که از برنامه سوم توسعه برای جلب توجه دست اندرکاران به این موضوع دردست انجام بود، گویا مدتی است که به سکون بدل شده است. دیگر کسی را یارای فریاد زدن نیست که به زودی (سال ۱۳۹۵) بیش از ۱۲ میلیون نفر سالمند بالای ۶۰ سال در جامعه با انتظارات و نیازهای بسیاری حضور خواهند داشت که از امروز باید بدان اندیشید. شاید مثل همیشه باید به موضوع سالمندان هم شعارگونه و از جنبه صرف ارزشی و فرهنگی نگریست و به اثرات مهم اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی و سلامتی و... آن نپرداخت!
از واقعیت ها نمی توان فرار کرد. تغییر الگوی بیماری ها و جایگزینی بیماری های قلبی عروقی، سرطان ها، اختلالات رفتاری، سوانح و حوادث، بیماری های روحی، روانی، تغییر بافت جمعیتی، افزایش امید زندگی، افزایش متوسط طول عمر و افزایش تعداد افراد سالمند در جامعه در حال رخ دادن است.
بدیهی است رسیدن فرد به سالمندی، نیازها و انتظارات جدید و ویژه ای را برای او، خانواده و جامعه پدید می آورد.
حضورش در بین افراد جامعه گونه ای دیگر مطرح می شود، اوقات فراغت، ایاب و ذهاب، دسترسی هایش نوع دیگری معنا می دهد، بیماری هایش متفاوت با الگوی بیماری های دوران میانسالی می شود و مراجعاتش به مراکز درمانی چندین برابر می شود.
کم توانی در او افزایش می یابد و نیازهای درمانی، توانبخشی و نیز وسایل کمک پزشکی و توانبخشی (عصا، عینک، سمعک، صندلی چرخدار و...) مورد نیاز او افزایش پیدا می کند. میزان شیوع ناتوانی در گروه سالمندان به بیش از ۴۰ درصد می رسد.
موضوع گذران اقتصادی و معیشت او، دغدغه ای است که محور اصلی زندگی او را تشکیل می دهد و..
و امروز سالمندان در جامعه ما در کجا ایستاده اند؟ بدون تعصب و پیش داوری نگاه کنیم. در شعار، آنان را بسیار بزرگ می داریم، چشم و چراغ و بزرگ خاندان می نامیم اما می دانید بسیاری از آنان احتمالاً این روزها زندگی در آسایشگاهها را به ماندن در جمع ما، ترجیح می دهند.
به گفته یکی از همکاران، آسایشگاه کهریزک ماهانه با مراجعه بیش از ۱۲۰۰ نفر برای سپردن به آسایشگاه مواجه است. و این اصلاً علامت خوبی نیست. هنوز قادر نشده ایم تا حداقل حقوق دویست هزارتومان برای بازنشستگان را در بسیاری از بخش ها پرداخت نماییم. ۲۵ درصد از سالمندان ما تحت پوشش هیچ نوع بیمه ای نیستند.
پس تعجب نکنیم اگر بسیاری مطلوبتر می دانند که به آسایشگاه منتقل شوند. در سن بازنشستگی باز هم به دنبال کار بودن و فرصت اشتغال جوانان را در ادارات و نهادها به خود اختصاص دادن، نه به مفهوم آمادگی جسمی و روحی برای این کار است، که از دغدغه اقتصاد و معیشت خانواده است...
شورای ملی سالمندان در هاله ای از ابهام گرفتار شده است، تدوین برنامه ملی سالمندان هم قاعدتاً به سرنوشت شورا دچار شده است، وزارت بهداشت آنقدر صنم دارد که بت عیار سالمندی، موضوعی اورژانس برایش نباشد حداقل سالهاست که می خواهند دوره تخصصی سالمندی را راه اندازی کنند، اما هنوز تعداد متخصصان طب سالمندی در کشور به اندازه انگشتان دودست نمی رسد شاید هم لزومی به انجام این کار حس نمی کنند.
وزارت رفاه هم که فضای خالی را می شکافد و آنقدر فعالیت های جنبی برایش مهم است که به موضوعات اصلی نمی تواند برسد. خطر ادغام و انحلال و ماندن بی محتوا هم که دائم او را در برگرفته است.
دقت کنیم روز جهانی سالمندان یعنی توجه اساسی به شعار سازمان ملل متحد که "یک جامعه برای همه و در تمامی سنین"، یعنی عنایت به آنها که عمر خود را برای توسعه جامعه، برای آموزش ما، برای بهبود سلامت ما، برای رفاه ما و... گذرانده اند.
یعنی بسترسازی برای رفاه، امنیت، آرامش و زندگی بی دغدغه ایشان. دقت کنیم سالمندی در طرفه العینی برای همه فراخواهد رسید�� اینک که در مسند کار هستیم به فکر آینده باشیم، آینده از راه خواهد رسید و افسوس برای فرصت های از دست رفته چاره ساز نخواهد بود. حسن روزهای جهانی در تذکر و یادآوری است، یادآ-وری چهره میلیونها انسانی که امروز و فردا چشم به اقدامات ما دارند.

منبع : سایت دکتر محمد کمالی


 
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه